28 آذر 1397
En | 

    • حقوق شهروندی و پاسداشت آن...
      مسعود حق لطفی: حق شهروند بر سکونتگاهِ خود و حقوق شهروندی، یک موضوع جاریست. چنین نیست که اگر امروز این آیین نامه یا آن قانون یا این طرح و آن برنامه را به فرجام برسانیم، حق شهروندی را ادا کرده ایم... نه!!!
      ادامه ...
    • از زلزله ها درس باید گرفت...
      مسعود حق لطفی: این سرزمین زلزله خیز هر بار در درون خود لرزیده و با صدای بلند فریاد می زند که با ما و همراه ما زندگی می کند و حضور دارد...
      ادامه ...

       

      • پنجشنبه 07 دی 1396
        مسعود حق لطفی
        مدیرکل

        حمل و نقل بستر دگرگونی و تحول

        راه و ارتباط از دیرباز بنیانی بوده اند برای رشد، پیشرفت و توسعه؛ و هر سرزمینی که از این امکان با آگاهی و شناخت بیشتری بهره برده، گام در جایگاهی فراتر نهاده و روزگارِ بهتری برای خود ساخته است. ایران اسلامی عزیز ما بر چهارراه عبور بین المللی نشسته و در طول تاریخ همواره پهنه ای بوده که ماندگارترین رخدادها در آن رقم خورده که گاه تلخ بوده است و گاه شیرین. گذارِ جاده ی ابریشم از دلِ این سرزمین کهن تنها نشانی کوچک است بر این ویژگی بزرگ...
        آنچه بیش از هر چیز نیازمند توجه است، اینست که استان قزوین درست در محل تلاقی کریدور شمال به جنوب و شرق به غرب قرار گرفته و این شاخصه ی مهم، موضوعی است که به هیچ روی نباید از کنار آن آسان گذشت. گاهِ آن فرا رسیده که حمل و نقل را تنها به احداث جاده خلاصه نکرده و به این بیندیشیم که این صنعت می تواند با برنامه ریزی و اقدامات کارشناسانه، بستر دگرگونی و تحول باشد.
        قزوین این ظرفیت را دارد که به عنوان اولین شهر کشور با ایجاد سیستم حمل و نقل یکپارچه ی چندوجهی، توسعه ی پایدار مبتنی بر حمل و نقل را ایجاد کرده و راه را برای بهره برداری هر چه بیشتر از سایر ظرفیتهای استان در حوزه های فرهنگی، تاریخی، صنعتی، گردشگری، کشاورزی و... هموار نماید. که این مهم رخ نخواهد داد مگر با همکاری، همدلی و همسویی همه ی مسئولین و مردم شریف استان قزوین.
        بیست و ششم آذرماه سالروز یادآوری سردادن ندای لبیک تلاشگران حوزه ی حمل و نقل به بنیانگذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) را تبریک عرض نموده و پیشتر نیز یکم دی ماه روز پاسداشت خدمات و دلاوری راهداران مهربان و بی ادعای جاده ها را به این عزیزان گرانقدر شادباش می گویم.


      • پنجشنبه 07 دی 1396
        مسعود حق لطفی
        مدیرکل
        • فرصتی برای خروج مسکن از بازار سوداگری

        مسکن از اساسی ترین نیازهای یک خانواده است و یک کالای مصرفی مانند بسیاری از ضروریات دیگر زندگی. ولی مشکل از جایی آغاز شد که این شریان حیاتیِ سبدِ خانوار گرفتار بازار سوداگری کسانی شد که اساسی ترین هدفشان از وارد شدن به این حوزه کسب سودهای کلان و زودهنگام بود...
        این جریان موجب ایجاد آسیب های بسیار در صنعت ساخت و ساز کشور گردید، خسارتهای بسیار زیادِ کمی و ناهنجاری های فراوانِ کیفی در احداث ساختمانها...
        سودایِ سودهای سرشار سبب شد که افراد بی هیچ تخصصی و تنها به واسطه ی داشتن سرمایه های خرد و کلان نام سازنده بر خود نهاده و ساختمانها را یکی پس از دیگری علم کنند. بی آنکه آماری از این موضوع در دست باشد که چه خانه ای باید ساخت، چگونه باید ساخت، کجا باید ساخت و برای چه کسانی...
        امروز و پس از گذراندن آن فراز و نشیب های چشمگیر بازار مسکن آرام گرفته و البته شاید هم کمی خواب آلوده باشد که این امر هم فرصت است و هم تهدید.
        اگر بتوانیم با برنامه ریزی و ارایه ی راهکارهای کارشناسی شده صنعت گران، سازندگان حرفه ای و مهندسان متخصص را وارد میدان کنیم می توانیم با بازتعریف مسکن به عنوان یک کالای صرفا مصرفی آرام آرام رونقی پایدار را در این صنعت بسیار مهم ایجاد نماییم.
        البته پیش از آن باید بدانیم که امروز نیاز ما در حوزه ی ساختمان سازی چیست.
        وزارت راه و شهرسازی طی سالهای اخیر همه ی تلاش خود را بکار گرفته تا این شرایط را تبدیل به فرصت نموده و از تهدیدهای آن که موجب ایجاد رکود در بازار مسکن و صنایع وابسته شده بکاهد. ارایه ی تسهیلات گوناگون با شرایط پرداخت و بازپرداخت متفاوت نمونه ای از این برنامه هاست که بناست بدون ایجاد آشفتگی در بازار عرضه و تقاضا متقاضیان هدف را صاحبخانه کند.
        اما یکی از اساسی ترین اهدافی که در این راستا در دستور کار قرار گرفته بازآفرینی و باززنده سازی بافت های ناکارآمد شهری است. ظرفیت بسیار خوبی که در مرکز شهرها قرار گرفته و با وجود همه ی امکانهای زیرساختی و با هزینه های بسیار پایین تر می توان احداث و نوسازی در این بافت ها را به انجام رساند.
        با این اقدام علاوه بر اینکه رونقی منطقی در بازار مسکن ایجاد می شود، خطرات و آسیب های جدی که این بافت های فرسوده و سکونتگاههای غیر رسمی را تهدید می کند نیز از بین خواهد رفت.
        بافت های ناکارآمد شهری در قزوین در حاشیه ی بافت های تاریخی قرار گرفته که بازآفرینی و بازسازی آنها موجب احیا و رخ نمونی آثار و بناهای ارزشمند تاریخی شهر هم می شود که توسعه ی گردشگری را در پی خواهد داشت.



      • ﺳﻪشنبه 10 بهمن 1396
        حامد مکملی
        سرپرست اداره روابط عمومی
        اینجا ایرانِ گرامیِ ماست...
        تا پاسی از شب اخبار را پیگیری می کردم، ویژه اخبار حوزه ی راه و حمل و نقل را، چرا که نگرانی و خطرهای احتمالی در پی بارش برفی که بسیار چشم براهش بودیم دامنگیرمان شده بود...
        با وجود همه ی تلاش های نیروهای راهداری، پلیس راه، هلال احمر، ستادهای بحران، شهرداری ها، تیم های امداد و نجات، حمل و نقل و... همچنان مشکلات بسیاری پابرجا بود... برخی راههای بسته، گذرهای یخ زده، هم میهنانی در جایی غیر از خانه ی خود اسکان داده شده، مسافرانی از سفرهای خود بازمانده و...
        انبوهِ مطلب و پیام و خبر و پست پیرامون اینکه "بحران آمد و ما را با خود برد" نیز از این سو و آن سو بازتاب یافته و دست به دست می چرخید و چه بسا بسیاری از آنها که درست و بجا هم بودند...
        از خانه که بیرون زدم و حال و هوای کوچه را دیدم، اندیشه ای مرا با خود برد...
        هیچ همسایه ای حتی چند متر برفِ جلویِ درِ خانه ی خود را نیز پاک نکرده بود!!! شاخه های برخی درختانِ کنارِ دیوارِ خانه ها شکسته، بر زمین افتاده و پیاده راه را بسته بود و برخی شاخه ها نیز زیر بارِ برفِ بسیار هر آن در حال شکستن بودند؛ پلِ ورودی همه ی خانه ها یخ زده و تا چشم کار می کرد حتی "یک" اثر و ردپایِ کوچک از حرکت "یک" پارویِ برفروب برای باز کردنِ راهِ عبورِ حتی "یک" عابر پیدا نبود...
        در گیر و دارِ این اندیشه ها بودم که مردی از خانه اش بیرون آمد؛ حسابی خود را پوشانده و سرش را در گوشی همراهش برده بود؛ نمی دانم، شاید در حال تهیه ی یکی از همان پست هایِ تندِ انتقادیِ روشن فکرانه ای بود که باید همه چیز را زیر سوال می برد و دست به دست می چرخید، چرا که حتی "یک" نگاه هم به اطرافش نکرد... بی آنکه شیشه های ماشین را پاک کند، زیر چرخهایش را از برف و یخ بزداید، شاخه ی شکسته ی بر زمین افتاده را از سر راهش بردارد و... پشت فرمان نشست، استارت زد و خودرویی که هنوز از شدت یخ زدگی پِرت پِرت می کرد را به زور روی برف و یخ های کوچه به حرکت درآورد و رفت...
        یادِ روزهای کودکی افتادم... زمستانهایی که سردتر بود و برفش بیشتر... یادِ مردانی که صبحِ زودِ پس از برف از خانه بیرون زده و با "یک" پارو، برفِ جلویِ خانه ی خود را پارو می کردند... جوانهایی که با "یک" پارو راهی برای عبورِ بچه ها و زنها باز می کردند تا خدای ناکرده زمین نخورند... پیرمردهایی که آرام و صبور، برفِ روی شاخه ی درختان را می ریختند... یادِ خودمان که با کودکانِ هم سن و سال، به نوبت، برفِ بامِ خانه هایمان را پارو می کردیم... راننده هایی که تا از روشن شدن ماشینِ همسایه هایشان در آن سرما مطمین نمی شدند پیِ کار خود نمی رفتند و زنهایی که در آن برف و سرما لباسِ گرم و خوراک و نوشاک با هم رد و بدل می کردند تا یک وقت چیزی در کمدها و پستوهای خانه هاشان بدون استفاده نماند...
        نمی دانم... ما تغییر کرده ایم یا مدیرانمان مسئولیت های خود را از یاد برده اند... چه چیزهایی به دست آورده ایم که همه ی داشته هایِ کهنِ خود را روز به روز و در پی یکدیگر از دست می دهیم... حقِ شهروندی به جای خود... انگار داریم حقِ مهربانی، دوستی، همسایگی، کوچکتری، بزرگتری، مسئولی و... را نیز از یاد می بریم...
        همه چشم به این داریم که کسی کاری کند و هیچ کسی هیچ کاری نمی کند انگار و تنها حرف می زنیم...
        اینجا خانه ی ماست... شهرِ ماست... سرزمینِ ماست... اینجا ایرانِ گرامیِ ماست...

        .جهت عضویت در کانال سروش اداره کل راه و شهرسازی استان قزوین بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

         

        Loading
        • خیلی راضی راضی نسبتا راضی ناراضی
          کیفیت خدمات
          پاسخگویی
          نحوه برخورد
        طراحی سایت